تحلیل یلدا رستمی بر خبر تحلیل مواضع جمعه العطوانی درباره حملات به مواضع حشدالشعبی؛ اهداف و پیامدها
تحلیل اظهارات جمعه العطوانی، رئیس مرکز مطالعات «افق» عراق، در خصوص حملات اخیر به مواضع حشدالشعبی، دریچهای به سوی درک پیچیدگیهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه و توازن قوای شکننده در عراق میگشاید. این تحلیل نه تنها بازتابدهنده دیدگاههای یک تحلیلگر نزدیک به جریان مقاومت است، بلکه نشاندهنده چالشهای عمیق دولت عراق در مدیریت روابط میان بازیگران بینالمللی و منطقهای است.
نخستین نکته کلیدی در تحلیل العطوانی، پیوند دادن حملات نظامی به «نمایش قدرت سیاسی» در شهرهای مذهبی عراق است. از دیدگاه وی، برگزاری مراسم تشییع گسترده در کربلا و نجف، پیامی فراتر از یک رویداد آیینی داشته و به عنوان تثبیت جایگاه عراق در «محور مقاومت» تفسیر شده است. این تفسیر نشان میدهد که در فضای سیاسی عراق، مرز میان کنشهای اجتماعی-مذهبی و مواضع امنیتی-سیاسی به شدت کمرنگ شده است. حملات به مواضع حشدالشعبی در این چارچوب، نه صرفاً یک اقدام نظامی، بلکه واکنشی پیشدستانه از سوی واشنگتن برای خنثیسازی نفوذ فزاینده نیروهای همسو با ایران در ساختار امنیتی عراق ارزیابی میشود.
العطوانی با هوشمندی به نقش عربستان سعودی در این معادلات اشاره میکند. پیوند استراتژیک ریاض و واشنگتن، حشدالشعبی را به عنوان یک «مانع ساختاری» در برابر نفوذ غرب و متحدان منطقهایاش در عراق قرار داده است. ادعای وجود طرحهایی برای «مشروعیتبخشی» به حملات علیه نیروهای مقاومت، نشاندهنده یک جنگ روایتهاست؛ جایی که طرفین درگیر تلاش میکنند با استفاده از ابزارهای رسانهای و دیپلماتیک، اقدامات نظامی را در قالب مفاهیمی چون «حفظ ثبات» یا «مبارزه با تروریسم» بستهبندی کنند. این موضوع بیانگر آن است که نبرد در عراق تنها در میدانهای نظامی جریان ندارد، بلکه در لایههای زیرین دیپلماسی عمومی و منطقهای نیز در جریان است.
نکته حائز اهمیت در تحلیل العطوانی، نگاه واقعگرایانه او به محدودیتهای دولت عراق است. وی به درستی اشاره میکند که سفر نخستوزیر عراق به ریاض، مانعی برای اتخاذ مواضع تند علیه حملات اخیر خواهد بود. این «دیپلماسی اقتصادی» که العطوانی بر آن تأکید دارد، نشاندهنده اولویتبندی دولت بغداد است. دولت عراق در شرایط فعلی، میان دو لبه یک قیچی گرفتار شده است: از یک سو، فشار نیروهای مقاومت برای واکنش قاطع به حملات، و از سوی دیگر، نیاز مبرم به سرمایهگذاریهای اقتصادی و بهبود روابط با کشورهای عربی برای بازسازی زیرساختهای کشور. این تعارض منافع باعث شده است که بغداد به جای اتخاذ مواضع رادیکال، به سمت نوعی «بیطرفی مصلحتاندیشانه» حرکت کند.
در نهایت، میتوان گفت که تحلیل العطوانی تصویری از یک عراقِ «میداندار» را ترسیم میکند که در آن حاکمیت ملی به طور مداوم توسط رقابتهای قدرتهای بزرگ به چالش کشیده میشود. پیامد این وضعیت، تداوم بیثباتی در ساختار امنیتی است؛ جایی که حشدالشعبی به عنوان بخشی از بدنه رسمی دولت، همزمان به عنوان یک بازیگر غیردولتی در معادلات منطقهای عمل میکند. این دوگانگی، مدیریت روابط خارجی عراق را به یکی از دشوارترین پروندههای دیپلماتیک در منطقه تبدیل کرده است.
در جمعبندی باید گفت، اظهارات العطوانی زنگ خطری برای سیاستگذاران عراقی است. اگر دولت نتواند میان تعهدات امنیتی خود و فشارهای ناشی از ائتلافهای منطقهای تعادلی پایدار ایجاد کند، عراق همچنان به عنوان صحنه اصلی تسویه حسابهای بینالمللی باقی خواهد ماند. تمرکز بر همکاریهای تجاری با ریاض، اگرچه برای اقتصاد عراق حیاتی است، اما بدون حلوفصل تنشهای امنیتی و سیاسی با واشنگتن و نیروهای مقاومت، تنها مسکنی موقت برای دردهای ساختاری این کشور خواهد بود.
نظرات کاربران
برای ثبت نظر، ابتدا وارد شوید.