
خاطرات شهید جواد سلطانی از زبان پدر و مادرش، تصویری از یک جوان متواضع، خانوادهدوست و پایبند به اصول دینی را به نمایش میگذارد. او که در حوزه هوافضا مشغول به خدمت بود، شغل خود را از خانواده پنهان میکرد و خود را «کارگر فضای سبز» معرفی مینمود.
تواضع و بیادعایی
محمدحسین سلطانی، پدر شهید، جواد را جوانی متواضع و بیادعا توصیف میکند که هرگز به موقعیت شغلی خود فخر نمیفروخت و حتی آن را از نزدیکترین افراد خانواده نیز پنهان میکرد. او در این باره میگوید: «چند بار از جواد پرسیدیم شغلت چیست؟ همیشه با لبخند جواب میداد: کارگر فضای سبزم. بعد از شهادتش تازه فهمیدیم از پرسنل هوافضا بوده است.»
پایبندی به دین و خانواده
پدر شهید به ارادت ویژه فرزندش به امام رضا (ع) اشاره کرده و میگوید که او هر سال همراه همسرش برای زیارت به مشهد میرفت. شهید سلطانی به نماز اول وقت بسیار پایبند بود و در زمان اذان، هر کاری را که داشت زمین میگذاشت تا نماز را اقامه کند. او همچنین به اهمیت خانواده و صله رحم تأکید داشت و اصرار میکرد که هنگام مهمانی رفتن، دست خالی نباشند.
کمک به نیازمندان و ارادت به اهل بیت (ع)
بخشی از درآمد شهید سلطانی به کمک به نیازمندان اختصاص داشت و او همواره صدقه میداد و صدقه برای سلامتی امام زمان (عج) را فراموش نمیکرد. مادر شهید، فاطمه سلطانی، نیز از علاقه شدید جواد به مجالس اهل بیت (ع) سخن میگوید. او از دوران نوجوانی در هیئت عشاق الحسین و مسجد ولیعصر (عج) شهرری فعالیت داشت و حتی در جفت کردن کفشهای عزاداران نیز فروتنی به خرج میداد.
آرزوی پدر شدن
شهید جواد سلطانی تنها سه سال از ازدواجش گذشته بود و فرصت تجربه شیرین پدر شدن را نیافت. آخرین مأموریت او در خمین بود و همانجا به آرزوی شهادتش رسید.