
پرویز سروری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در یادداشتی به بررسی جایگاه مذاکره در شرایط سیاسی و نظامی کنونی کشور پرداخته است. وی معتقد است که در فضایی که کشور به دستاوردهای منطقهای و بینالمللی دست یافته، دو دیدگاه متفاوت در تحلیلها وجود دارد: یکی رویکرد «برجاممحور» یا «مذاکرهمحور» که موفقیتها را عمدتاً ناشی از دیپلماسی و گفتگو میداند، و دیگری رویکرد «اقتدارمحور» که دیپلماسی را تنها نتیجه اقتدار و بازدارندگی کشور قلمداد میکند.
سروری با اشاره به بیانیههای اخیر در فضای سیاسی کشور که بر گفتمان مذاکرهمحور تأکید دارند، بیان داشت که برای تبیین صحیح مسیر حرکت، توجه به چند نکته اساسی ضروری است. وی نخستین نکته را وزندهی واقعی به عوامل اقتدار دانست و گفت که بزرگترین آسیب در برخی تحلیلهای سیاسی، یکسانانگاری ابزار (دیپلماسی) با علت اصلی (بازدارندگی سخت) است.
اهمیت منطق قدرت در روابط بینالملل
این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تاکید کرد که تاریخ معاصر بارها اثبات کرده است که طرفهای غربی که دکترین «صلح از طریق قدرت» را دنبال میکنند، هرگز در برابر زبان توصیه یا سازش کوتاه نمیآیند. بنابراین، در دنیای امروز، منطق قدرت راهگشاست، نه منطق مذاکره. وی افزود که دیپلماسی و میدان دو ضلع بهشدت درهمتنیده هستند و توان بازدارندگی ایران در میدان و خیابان است که مذاکرات را به نتیجه میرساند.
تجربیات گذشته و خطرات مذاکره بدون پشتوانه
سروری، تصور رسیدن صرفاً از مسیر گفتگو به امنیت و صلح را نگاهی سادهانگارانه خواند. وی به تجربه لیبی اشاره کرد که با پذیرش مدل آمریکا، در نهایت توسط همان آمریکا تکهتکه شد. همچنین، تعلیق پیشدستانه غنیسازی و ارائه بالاترین سطح امتیازات و طرح «گفتگوی تمدنها» در دولت اصلاحات برای تعامل با غرب، در نهایت با نادیده انگاشته شدن توسط آمریکا و نامیده شدن ایران توسط بوش پسر به عنوان «محور شرارت» مواجه شد.
در نهایت، سروری نتیجه گرفت که منطق قدرت ایران در شرایط کنونی، عامل تعیینکننده در روابط بینالملل است.