به گزارش ایسنا، پدیده فرونشست زمین دیگر یک هشدار یا پیشبینی دوردست نیست؛ بلکه واقعیتی ملموس و نگرانکننده است که دشتها، شهرها و شریانهای حیاتی زیرساختی ایران را در برگرفته است. دههها برداشت بیرویه و فراتر از ظرفیت از منابع آبهای زیرزمینی بهدلیل رشد فزاینده جمعیت، وقوع خشکسالیها، گسترش
کشاورزی ناپایدار و حفر بیضابطه چاههای غیرمجاز، افت شدید سطح ایستایی و درنهایت فرونشست تدریجی زمین را رقم زده است.
کارشناسان و صاحبنظران حوزه آب و زمینشناسی همواره تأکید میکنند که فرونشست را نباید صرفاً یک رخداد طبیعی تلقی کرد، بلکه این پدیده تهدیدی بنیادین علیه امنیت زیرساختی و توسعه ملی است. شکاف و نشست زمین میتواند پایداری سازهها و تأسیسات کلیدی نظیر خیابانها، پلها، فرودگاهها، پالایشگاهها، نیروگاهها، خطوط انتقال نفت، گاز و آب و حتی بناها و آثار تاریخی را با مخاطره جدی مواجه کند. علاوهبر آن، ایجاد ترک در سازههای مسکونی، شکستگی شبکه جمعآوری فاضلاب و کاهش چشمگیر تابآوری ساختمانها در برابر زلزله، از دیگر پیامدهای تخریبی آن به شمار میرود.
با این حال، دامنه خسارات فرونشست تنها به تخریب سازهها و بلعیدن زمین محدود نمیشود؛ تبعات
اجتماعی،
اقتصادی و زیستمحیطی ناشی از خشکیدن چاهها و قنوات، به بروز پدیدههایی همچون
مهاجرتهای اجباری اقلیمی، گسترش حاشیهنشینی، بایر شدن زمینهای کشاورزی و تعمیق فقر دامن میزند و ابعاد این بحران خاموش را پیچیدهتر میکند.
تکلیف برنامه هفتم: کاهش 15 میلیارد مترمکعبی برداشت از آبخوانها
در برابر این چالش ساختاری، اجرای طرح جامع احیا و تعادلبخشی آبخوانها» بهعنوان یکی از راهبردیترین برنامههای
وزارت نیرو در دستور کار قرار دارد. بر اساس اهداف تعیینشده در برنامه هفتم توسعه، کشور باید سالانه 15 میلیارد مترمکعب از حجم برداشت آبهای زیرزمینی را کاهش دهد؛ رویکردی که نیمی از آن با انسداد چاههای غیرمجاز و نیمی دیگر از طریق ساماندهی و مدیریت دقیق برداشت چاههای مجاز با بهرهگیری از کنتورهای هوشمند هدفگذاری شده است.