به گزارش ایسنا، فعالیتهای کارآفرینانه در سالهای اخیر به یکی از پایههای مهم رشد
اقتصادی، ایجاد شغل و افزایش نوآوری تبدیل شدهاند. در بسیاری از کشورها، کسبوکارها نوپا یا همان استارتآپها، به دلیل سرعت بالا در ارائه ایدههای جدید و توانایی پاسخ به نیازهای تازه بازار، مورد توجه ویژه قرار گرفتهاند. این کسبوکارها فقط به معنای راهاندازی یک شرکت کوچک نیستند، بلکه بخشی از یک جریان بزرگتر در
اقتصاد امروز به شمار میروند که میتواند رقابتپذیری کشورها را افزایش دهد. اهمیت استارتآپها زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم اثر آنها تنها به اشتغال مستقیم محدود نیست و میتوانند بهطور غیرمستقیم بر زنجیره تأمین، خدمات پشتیبان و صنایع وابسته نیز اثر بگذارند. به همین دلیل،
سرمایهگذاریهای خصوصی و حتی منابع عمومی قابل توجهی در سالهای گذشته به سمت این بخش هدایت شده است.
با وجود این اهمیت، بیشتر مطالعات پیشین بر این متمرکز بودهاند که چگونه میتوان فرصتهای کارآفرینانه را شناسایی کرد و احتمال موفقیت را بالا برد. در مقابل، موضوع شکست استارتآپها کمتر بهصورت جدی و نظاممند بررسی شده است. این در حالی است که شکست در این حوزه، فقط یک ناکامی ساده برای یک شرکت نیست و میتواند پیامدهای گستردهتری داشته باشد. از بین رفتن سرمایه مالی و
اجتماعی، کاهش انگیزه کارآفرینان برای شروع دوباره، تضعیف اعتماد به کسبوکارهای نو و حتی آسیب به ظرفیتهای بالقوه تولید ملی از جمله این پیامدهاست. از نگاه علمی، بررسی دلایل شکست میتواند به همان اندازه مطالعه موفقیت ارزشمند باشد، زیرا شناخت دقیق موانع و خطاها به کاهش ریسک راهاندازی کسبوکارهای جدید کمک میکند. همچنین چنین شناختی میتواند برای کارآفرینان، سرمایهگذاران و سیاستگذاران راهگشا باشد و به پیوند بهتر علم، صنعت و اقتصاد دانشبنیان کمک کند.
در همین چارچوب، جواد پورکریمی، دانشیار مدیریت آموزشی در گروه مدیریت و برنامهریزی آموزشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی
دانشگاه تهران، به همراه یک همکار دانشگاهی و با همراهی دانشگاه صنعتی شریف، پژوهشهایی را در این زمینه انجام دادهاند.