خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: کودتای 28 مرداد 1332 یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ سیاسی ایران در سده اخیر است؛ رخدادی که با سقوط دولت دکتر محمد مصدق، بازگشت اقتدار محمدرضاشاه، و آغاز مرحلهای تازه از تمرکز قدرت، سرکوب سیاسی و بازآرایی مناسبات ایران با جهان همراه شد. این واقعه را نمیتوان تنها به یک جابهجایی قدرت فروکاست؛ 28 مرداد حاصل همزمانیِ چند روند بود: بحران ملی شدن صنعت نفت، تشدید منازعات داخلی، مداخله بازیگران خارجی، و فرسایش تدریجی سازوکارهای مشروطه.
از این منظر، کودتا نه صرفاً یک حادثه سیاسی، بلکه گرهگاهِ مجموعهای از تناقضها بود که در سالهای آغاز دهه 1330 به اوج رسید. ایران در آن دوره هم با مطالبه
استقلال اقتصادی و سیاسی روبهرو بود، هم با فشارهای خارجی، و هم با اختلافات عمیق در درون ساخت قدرت و نیروهای سیاسی. همین همزمانیِ بحرانها، 28 مرداد را به رویدادی ماندگار و بحثبرانگیز در حافظه تاریخی ایرانیان تبدیل کرده است.
بحران نفت و شکافهای سیاسی؛ زمینههای شکلگیری کودتا
مهمترین زمینه کودتای 28 مرداد، بحران ناشی از ملی شدن صنعت نفت بود. دولت مصدق با تکیه بر خواست عمومی برای حاکمیت ملی، نفت را از سلطه شرکت نفت ایران و
انگلیس خارج کرد و منافع دیرینه
بریتانیا را به چالش کشید. این تصمیم، از یکسو جایگاه دولت ملی را در افکار عمومی تقویت کرد و از سوی دیگر فشارهای اقتصادی و سیاسی سنگینی را بر کشور تحمیل نمود. تحریم نفتی، محدود شدن درآمدهای دولت، و تشدید بحران مالی، فضای اداره کشور را دشوارتر ساخت.
در کنار این بحران، شکافهای سیاسی داخلی نیز روزبهروز عمیقتر شد. رابطه دولت با دربار پرتنش بود، مجلس و نیروهای سیاسی یکدست عمل نمیکردند، و بخشی از متحدان نخستین مصدق نیز از او فاصله گرفتند. اختلاف بر سر حدود اختیارات نخستوزیر، چگونگی اداره بحران، و نسبت دولت با نهادهای رسمی، موجب شد جبهه حامیان مصدق انسجام اولیه خود را از دست بدهد. از همین رو، مخالفان توانستند فضای سیاسی را به سمت بیثباتی بیشتر سوق دهند.
در سطح بینالمللی نیز، فضا