غزوه بنینضیر در ربیعالاول سال چهارم هجری، معادل با سی و هفتمین ماه پس از هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مدینه، به عنوان یکی از مواجهات سرنوشتساز
جامعه نوپای اسلامی با کانونهای تهدید داخلی رقم خورد. قبیله یهودی بنینضیر که در حومه مدینه و در مناطقی نظیر وادی بطحان ساکن بودند، با وجود برخورداری از پیمانهای همزیستی مسالمتآمیز، پس از واقعه
جنگ احد و ضعف ظاهری مسلمانان، رویکرد خود را به سمت همپیمانی پنهان با مشرکان
مکه و تحریک آنان تغییر دادند.
نقطه اشباع این بحران زمانی آشکار شد که پیامبر صلی الله علیه و آله به همراه گروهی کمتر از ده نفر از صحابه، برای گمانهزنی درباره سهم دیه دو مقتول از قبیله بنیعامر به دژهای بنینضیر مراجعه کرد. سران قبیله، بهویژه حیی بن أخطب، با سوءاستفاده از موقعیت، توطئهای چیدند تا با پرتاب سنگ آسیاب از پشتبام خانهای که پیامبر به دیوار آن تکیه داده بود، اقدام به ترور فیزیکی رهبر
جامعه اسلامی نمایند. با افشای این توطئه از طریق وحی، حضرت بیدرنگ
منطقه را ترک کرد و محمد بن مسلمه را به عنوان فرستاده ویژه خود مأمور ساخت تا ضربالاجلی ده روزه برای خروج بنینضیر از مدینه ابلاغ کند.
در این میان، جریان نفاق داخلی مدینه به رهبری عبدالله بن ابی با ارسال فرستادگانی چون سوید و داعس، بنینضیر را به مقاومت تشویق کرده و وعده پشتیبانی نظامی با دو هزار جنگجو را دادند. این تحریکات موجب شد تا حیی بن أخطب پیشنهاد جلاوطن را رد کرده و با اتکا به قلاع مستحکم خود، رسماً اعلام جنگ کند. پیامبر نیز با سپردن حاکمیت موقت مدینه به عبدالله بن اممکتوم، ارتش اسلام را به سمت دژهای بنینضیر حرکت داد و محاصرهای بیست و سه روزه را آغاز نمود.
جغرافیای عملیاتی و استقرار تاکتیکی قوا در
منطقه محاصره
جغرافیای عملیاتی غزوه بنینضیر بر بستر مزارع و دژهای مستحکم در وادی بطحان و
منطقه البویره استوار بود. یکی از نخستین اقدامات تاکتیکی ارتش اسلام برای وادار ساختن دشمن به خروج از موضع تدافعی، قطع و آتش زدن بخشی از درختان نخل
منطقه البویره بود که تأثیر