
نخستین مواجهه با امام خمینی(ره)
یکی از نقاط مهم روایت «اهل زاریا»، نخستین مواجهه ابراهیم با نام امام خمینی(ره) است. نویسنده به جای آنکه صرفاً درباره تأثیر انقلاب اسلامی بر زکزاکی توضیح دهد، این نقطه عطف را در دل یک موقعیت داستانی روایت میکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم: «ابراهیم نشسته بود روی صندلی کلاس و مثل همیشه آرام به نظر میرسید. او به نظام اسلامی فکر میکرد و نبودن نمونه مشابه آن. با آمدن استاد آمریکایی، همه بلند شدند. استاد علوم سیاسی بود که برایشان از فرق بین دو واژه گفت. ـ بین مفهوم تأثیر و قدرت تفاوت وجود دارد، قدرت، تسلط بر دیگران است و تأثیر، تسلط بر قلب و فکر مردم. قدرتمندان سعی میکنند بر قلب و فکر مردم تأثیر داشته باشند، چون تأثیر، قویتر و مهمتر از قدرت است. بعد متفکرانه چند قدم برداشت و با گچ روی تخته سیاه با خطی درشت نوشت: «روحالله خمینی.» و درباره اتفاقات ایران گفت: ـ شاه در ایران قدرت داشت، اما تأثیر خمینی بر پیروانش باعث شد آنها پیروز شوند. ابراهیم در فکر فرو رفت.» همین صحنه را میتوان یکی از کلیدهای فهم شخصیت زکزاکی در کتاب دانست؛ مردی که با مفهوم «تأثیر» آشنا میشود و بهتدریج درمییابد که یک اندیشه میتواند بدون در اختیار داشتن قدرت رسمی، بر قلب و ذهن مردم اثر بگذارد.
مظلومیت و استقامت شیعیان نیجریه
اما «اهل زاریا» صرفاً داستان آشنایی زکزاکی با انقلاب اسلامی نیست. مسئله اصلی کتاب، روایت مظلومیت و استقامت شیعیان نیجریه و شخص زکزاکی و خانواده اوست. زکزاکی در مسیر فعالیتهای خود هزینههای سنگینی پرداخت؛ فرزندانش را از دست داد، خودش و همسرش مجروح شدند.