برای زنی که «الموت» را از دل خاک به جهان رساند

رصد

برای زنی که «الموت» را از دل خاک به جهان رساند

تحریریه رصد
1 دقیقه مطالعه
کم اهمیت (3/10)
0 بازدید
ارزش خبری: 3

صاحب‌خبر - به گزارش ایسنا، واکنش او به ثبت جهانی الموت، فقط واکنش یک باستان‌شناس، یا مدیر پروژه و حتی عضو هیأت ایرانی اعزامی به اجلاس یونسکو نبود. آن اشک‌ها، فشرده سال‌ها مداومت، کوشش و جسارت بود؛ سال‌هایی که مستمر صرف

|
صاحب‌خبر -

به گزارش ایسنا، واکنش او به ثبت جهانی الموت، فقط واکنش یک باستان‌شناس، یا مدیر پروژه و حتی عضو هیأت ایرانی اعزامی به اجلاس یونسکو نبود. آن اشک‌ها، فشرده سال‌ها مداومت، کوشش و جسارت بود؛ سال‌هایی که مستمر صرف کاوش، پژوهش، حفاظت، مستندسازی، و حتی تهیه پرونده برای ثبت در یونسکو، شد. خود چوبک پس از ثبت جهانی الموت گفت که «قلعه الموت را مثل یک بچه از دل خاک بیرون آوردم، بزرگش کردم و حالا در فهرست میراث جهانی بشر ثبت شده است.»

شاید به همین دلیل بود که این بار، برخلاف بسیاری از خبرهای میراث فرهنگی، مردم تنها به انتشار خبر ثبت جهانی اکتفا نکردند. ویدئوی چندثانیه‌ای حمیده چوبک هزاران بار بازنشر شد. کاربران از او نوشتند، تصاویرش را منتشر کردند، حتی باب انتقاد را نسبت به ردیف صندلی حمید چوبک در اجلاس یونسکو، که پس از دریف صاحب‌منصبان دولتی درنظر گرفته شده بود، باز کردند. با هوش مصنوعی از او و الموت تصویر و ویدئو ساختند و حتی در برخی آثار، دیگر افراد حاضر در قاب را حذف کردند تا قاب فقط متعلق به باستان‌شناسی باشد که سال‌ها نامش کمتر شنیده شد اما نقش اصلی این ماجرا از آن او بود، و این، بیش از آنکه یک موج رسانه‌ای باشد، نوعی قدردانی جمعی از پژوهشگری است که بخش مهمی از عمرش را صرف پژوهش و حفاظت از میراثی کرد که امروز جهان آن را به رسمیت شناخته است.

حمیده چوبک، متولد ۱۳۳۱ در بوشهر، از شناخته‌شده‌ترین باستان‌شناسان ایران در حوزه باستان‌شناسی دوره اسلامی است. او پس از تحصیل در رشته باستان‌شناسی، دکترای خود را در گرایش باستان‌شناسی اسلامی از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرد و سال‌ها در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری فعالیت داشت. چوبک، نخستین زنی بود که ریاست پژوهشکده باستان‌شناسی ایران را برعهده گرفت؛ مسئولیتی که در کنار ده‌ها پروژه پژوهشی، او را به یکی از چهره‌های اثرگذار باستان‌شناسی ایران تبدیل کرد. تخصص او در مطالعه سفال‌های دوره اسلامی و مدیریت محوطه‌های تاریخی، باعث شد در پروژه‌های مهمی از جمله جیرفت، کاروانسراهای تاریخی و به‌ویژه مجموعه دژهای الموت نقش محوری داشته باشد. او همچنین مقالات و کتاب‌های متعددی درباره باستان‌شناسی، حفاظت از محوطه‌های تاریخی و فرهنگ منطقه الموت منتشر کرده و سال‌ها در تربیت پژوهشگران این حوزه سهم داشته است.

کارنامه حمیده چوبک البته به الموت محدود نمی‌شود. او در دهه‌های گذشته در پروژه‌های متعدد باستان‌شناسی، حفاظت و مدیریت محوطه‌های تاریخی حضور داشته و در بسیاری از پژوهش‌های مرتبط با باستان‌شناسی دوره اسلامی نقش‌آفرینی کرده است. سال‌ها تدریس، پژوهش، انتشار مقاله و راهنمایی دانشجویان نیز بخشی از زندگی حرفه‌ای او بوده است. با این حال، مانند بسیاری از پژوهشگران میراث فرهنگی، نام او کمتر از آنچه شایسته است در میان افکار عمومی شنیده و شناخته شد. جامعه تخصصی میراث فرهنگی سال‌ها او را می‌شناخت، اما برای بسیاری از مردم، حمیده چوبک همان زنی بود که در روز ثبت جهانی الموت چهره‌اش را در میان دستانش پنهان کرد و اشک ریخت؛ اشک‌هایی که بعدها آن‌ها را به جست‌وجوی زندگی و کارنامه او رساند.

چوبک برای حفاظت از جیرفت از چنگ متعرضان و قاچاقچیان نیز جسارت زیادی به خرج داده است اما اگر قرار باشد نام حمیده چوبک با یک اثر تاریخی گِره بخورد، آن اثر بی‌تردید الموت است. او از اوایل دهه ۱۳۸۰، مدیریت پایگاه میراث فرهنگی الموت را برعهده گرفت؛ مسئولیتی که برای چوبک تنها یک سِمَت اداری نبود. نزدیک به ۲۵ سال، بخش بزرگی از زندگی حرفه‌ای‌اش در شیب‌های تند کوهستان‌های الموت، میان بقایای دیوارهای سنگی، مخازن آب، برج‌ها و استحکامات این سرزمین گذشت. او و همکارانش لایه‌های مدفون دژ را کاوش کردند، مسیرهای دسترسی را مستند ساختند، سازه‌ها را مرمت کردند، شبکه دژهای وابسته را شناسایی و پرونده‌ای را آماده کردند که بتواند ارزش جهانی این مجموعه را برای کارشناسان یونسکو اثبات کند. چوبک بارها تأکید کرده بود که ارزش الموت فقط در قلعه «حسن صباح» خلاصه نمی‌شود؛ آنچه این مجموعه را شایسته ثبت جهانی می‌کند، شبکه‌ای از دژها، نظام مهندسی پیشرفته، مدیریت منابع آب، شیوه دفاعی و پیوند آن با طبیعت کوهستانی منطقه است. او ثبت جهانی را حاصل «۲۵ سال پژوهش، حفاظت، مرمت، مستندسازی و مدیریت علمی مستمر» می‌داند.

پرونده ثبت جهانی الموت نیز راهی کوتاه و هموار نداشت. این پرونده در سال‌های مختلف بارها بررسی شد؛ مطالعات باستان‌شناسی گسترش یافت، مستندات تازه تهیه شد، برنامه‌های حفاظتی تدوین شد و کارشناسان یونسکو در بازدیدهای میدانی، وضعیت مجموعه را از نزدیک ارزیابی کردند. در این مسیر، گروه بزرگی از باستان‌شناسان، معماران، مرمتگران، متخصصان منظر فرهنگی و مدیران میراث فرهنگی در کنار یکدیگر کار کردند، اما نام حمیده چوبک بیش از هر کس با این پرونده گره خورده است. او نه فقط مدیر یک پایگاه، بلکه حافظ روایت تاریخی الموت بود؛ کسی که سال‌ها کوشید نگاه افسانه‌ای به این دژ را با روایت دقیق، علمی و باستان‌شناسانه جایگزین کند.

شبکه‌های اجتماعی معمولاً حافظه کوتاهی دارند؛ هر روز موضوعی را داغ می‌کنند و چند روز بعد به سراغ سوژه‌ای دیگر می‌روند. اما درباره حمیده چوبک اتفاق دیگری رخ داد. کاربران تنها به بازنشر یک ویدئوی احساسی بسنده نکردند؛ بسیاری شروع کردند به جست‌وجوی نام او، خواندن مصاحبه‌هایش، دیدن تصاویر سال‌های کاوش و شناختن زنی که بیش از دو دهه از عمرش را در دل کوه‌های الموت گذرانده بود. برای یک‌بار هم که شده، توجه از خود بنا به سوی انسانی جلب شد که سال‌ها برای حفاظت از آن تلاش کرده بود.

در میان این واکنش‌ها، استفاده از هوش مصنوعی نیز جلوه‌ای متفاوت پیدا کرد. کاربران تصاویر حمیده چوبک را بازآفرینی کردند، او را در کنار دژ الموت، میان صخره‌های البرز یا در قاب‌هایی الهام‌گرفته از تاریخ این سرزمین به تصویر کشیدند و ویدئوهایی ساختند که در آنها چهره او با قلعه الموت درهم آمیخته بود. این آثار، صرفاً نمایش توانایی فناوری نبود؛ شکلی از قدردانی مردمی است که می‌خواهند سهم یک پژوهشگر را در این موفقیت تاریخی یادآوری کنند. در روزگاری که هوش مصنوعی گاه به ابزاری برای سرگرمی تبدیل شده، این بار از آن برای ادای احترام به یک عمر تلاش علمی استفاده شد.

شاید به همین دلیل بود که مردم، اشک‌های او را صرفاً احساسات یک لحظه ندانستند. بسیاری از کاربران وقتی فهمیدند زنی که در قاب دیده می‌شود، بیش از دو دهه از عمرش را صرف همین پرونده کرده است، واکنشی متفاوت نشان دادند. ویدئو بارها بازنشر شد، صدها نفر از او نوشتند، هنرمندان با هوش مصنوعی تصویر و ویدئو ساختند و حتی کسانی که پیش از این نام حمیده چوبک را نشنیده بودند، او را «مادر الموت» نامیدند. انگار این بار مردم، به جای آنکه فقط ثبت یک اثر را جشن بگیرند، تصمیم گرفتند از انسانی که سال‌ها بی‌صدا برای آن اثر زحمت کشیده بود نیز قدردانی کنند.

این اتفاق، بیش از هر چیز از تغییری آرام در نگاه جامعه خبر می‌دهد. سال‌هاست که باستان‌شناسان، مرمتگران و پژوهشگران میراث فرهنگی، دور از هیاهوی رسانه‌ها کار می‌کنند؛ نامشان کمتر دیده و شنیده می‌شود و سهمشان از موفقیت‌ها، اغلب به چند سطر در پایان خبرها محدود می‌شود. اما استقبال گسترده از ویدئوی حمیده چوبک نشان داد که جامعه، اگر فرصت شناختن این چهره‌ها را پیدا کند، قدر تلاش آنها را نیز می‌داند. شاید مردم، در اشک‌های او، نه فقط شادی ثبت جهانی یک دژ، بلکه تصویر سال‌ها عشق، خستگی، امید و پایداری را دیدند.

سال‌هاست که نام پژوهشگران و مرمتگران معمولاً در حاشیه خبرها می‌ماند و افتخار ثبت جهانی آثار بیشتر به نام نهادها و مقامات نوشته می‌شود. اما این بار مردم، قهرمان دیگری را انتخاب کردند؛ زنی که نه روی صحنه، بلکه کنار خاک، سنگ، سفال و دیوارهای الموت ایستاده بود.

ویدئوی اشک‌های حمیده چوبک، بیش از هر سخنرانی و هر گزارش رسمی، یادآوری کرد که میراث فرهنگی فقط مجموعه‌ای از بناهای تاریخی نیست؛ حاصل عمر انسان‌هایی است که بی‌صدا، سال‌ها برای ماندگاری آن تلاش می‌کنند. گاهی یک قاب چندثانیه‌ای کافی است تا ۲۵ سال کوشش خاموش، در حافظه یک ملت ثبت شود.

انتهای پیام

تحلیل ارزش‌های خبری

تازگی (Timeliness) 8/10
مجاورت (Proximity) 7/10
تحریریه رصد

تحریریه رصد

نویسنده و تحلیل‌گر در رصد وب

تحلیل‌های تخصصی

ثبت تحلیل جدید

راهنمای ارسال تحلیل
  • تحلیل ارسالی باید حداقل ۵۰۰ کلمه باشد.
  • تحلیل باید دارای ساختار خبری و تحلیلی حرفه‌ای باشد.
  • رعایت ادب و احترام در نگارش الزامی است.

برای ثبت تحلیل باید وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود به حساب

هنوز تحلیلی برای این خبر ثبت نشده است.

نظرات کاربران