
سجاد بیاضی، پژوهشگر و تحلیلگر اقتصاد کلان، سازوکار «نرخ بهره واقعی منفی» را تشریح کرد. وی توضیح داد که چگونه تورم مزمن، بدهکاران را به برندگان اقتصاد و پساندازکنندگان را به بازندگان این چرخه تبدیل کرده و چه پیامدهایی برای نظام بانکی، بازار داراییها و تولید کشور به همراه دارد.
تغییر رفتار اقتصادی خانوارها
در سالهای اخیر، بسیاری از خانوارها به جای سپردهگذاری در بانک، دریافت وام و خرید دارایی را ترجیح دادهاند. علت اصلی این تغییر رفتار اقتصادی، قرار گرفتن نرخ تورم به مراتب بالاتر از نرخ سود بانکی است. نگهداری پول در قالب سپرده در چنین شرایطی به معنای کاهش مستمر قدرت خرید است.
نقش نرخ بهره واقعی منفی
زمانی که نرخ بهره واقعی منفی میشود، ارزش واقعی بدهی در طول زمان کاهش پیدا میکند و وامگیرنده اقساط خود را با پولی بازپرداخت میکند که نسبت به زمان دریافت وام ارزش کمتری دارد. به همین دلیل، دریافت تسهیلات و تبدیل آن به دارایی، به تصمیمی منطقی برای حفظ ارزش سرمایه تبدیل میشود.
زمانی که نرخ سود اسمی پایینتر از نرخ تورم باشد، بازده واقعی سپردهگذاری منفی خواهد بود. در چنین فضایی، افراد انگیزهای برای نگهداری پول نقد یا سپرده ندارند و منابع خود را به سمت داراییهایی هدایت میکنند که همگام با تورم رشد قیمت دارند. این سازوکار باعث میشود سرمایهها از بازار پول خارج شده و وارد بازارهایی مانند مسکن، خودرو، طلا و ارز شوند.
تجربه جهانی نرخ بهره واقعی منفی
این پدیده مختص ایران نیست. تجربه کشورهایی مانند آرژانتین، ترکیه، لبنان و زیمبابوه نشان میدهد هر زمان نرخ بهره واقعی منفی شده، خانوارها و بنگاهها به سمت دریافت وام و خرید داراییهای سرمایهای حرکت کردهاند تا از کاهش ارزش پول ملی جلوگیری کنند. در تمامی این کشورها، این روند منجر به خروج سرمایه از بخش تولید و هدایت آن به سمت بازارهای سفتهبازی شده است.