
مجلسی برای سخن گفتن درباره آخرین آثار خلاقۀ جواد مجابی، نویسنده، شاعر، منتقد ادبی و هنری و نقاش، بدون حضور خودش که به دلیل بیماری بستری است، برگزار شد. این رویداد حکایت از «موجودیتی» دارد که از نفی تاریکی روزگار رفته بر ما برآمده است.
چندی پیش، جواد مجابی در بیمارستان ایرانمهر بستری شد و شبهای ناخوشی را با نقاشی کردن سپری کرد تا این ایام را به «شبهای سفید» بدل کند. به تعبیر دکتر عبدالرحمان نجلرحیم، سفیدی این شبها نشانهای از باقیماندن امکان دیدن، خلق کردن و موجود بودن است. مجابی در کنار یکی از نقاشیهایش نوشته «موجود باش».
دکتر نجلرحیم معتقد است شاید این شبهای سفید، همان شبهایی باشند که انسان در آستانۀ آسیبپذیری، دوباره معنای «موجودبودن» را کشف میکند. عنوان نمایشگاه نقاشیهای مجابی که در روز جمعه 26 تیرماه در بیمارستان ایرانمهر برگزار شد، «شبهای سفید بیمارستان و من» بود. اما به تعبیر دکتر نجلرحیم، این «من»، منِ منزوی و خودبنیاد نیست، بلکه «این من حاصل یک عمر رابطه، زبان، دوستی، هنر و بیناسوژگی است». در این معنا، «من» نه در برابر «ما»، بلکه «فشردهترین شکل حضور ما در زندگی یک انسان است».
جواد مجابی از نسلی است که «ما»بودن، باور به جمع و کنش جمعی سرلوحۀ کار فرهنگیشان بود. اگرچه ادبیات، بهزعم خود مجابی، «قدرتِ درونزاد معنوی است و حاصل کار فرد است، مبتنی بر تخیل. تأمل و هدفش بهروزی بشر است و از اینرو ناقد قدرتهای مسلط است و ناقد خود».
با اینکه ادبیات امری فردی و تا حدی غیراجتماعی است که در خلوت و تنهایی انجام میگیرد، کارکرد و مخاطبی اجتماعی دارد. جواد مجابی این نقاشیها و روایت/گزارشها را که در کاتالوگی با طراحی جلد بهزاد شیشهگران آمده است، به تعبیر خودش «در جنبِ فاجعه/مضحکهای که دو کشور جنگافروز و کودتاچی به مرزهای ایران تجاوز کردند» خلق کرده است. او در این ایام از «هول سایهافکن بر احوال شاعر» سخن گفته است.