
ریشههای شکلگیری بحرانهای همزمان در ایران
حکمرانی کارآمد بر پایه پیشگیری از تبدیل مسائل به بحران استوار است. در حال حاضر، دولت ایران با مجموعهای از چالشهای همزمان دستبهگریبان است که ناترازی در بخشهای انرژی، آب، صندوقهای بازنشستگی، تورم، آلودگی هوا، کسری بودجه و کاهش نرخ سرمایهگذاری از جمله آنهاست. این انباشت بحرانها باعث شده است که بخش عمدهای از توان اجرایی کشور صرف مدیریت روزمره شود.
تفاوت دولتهای توسعهگرا و بحرانزده
تفاوت بنیادین میان دولتهای توسعهگرا و دولتهای بحرانزده در زمانبندی مواجهه با چالشهاست. دولتهای توسعهگرا مسائل را در مراحل اولیه و با هزینههای اندک حل میکنند، اما در مقابل، دولتهای بحرانزده با تعویق در تصمیمگیری، اجازه میدهند مسائل به مشکلات پیچیده و بحرانهای پرهزینه تبدیل شوند که حل آنها مستلزم هزینههای سنگین سیاسی و اجتماعی است.
نمونهکاوی: از یک تخلف کوچک تا نادیده گرفتن قانون
- در اوایل دهه ۱۳۸۰، عدم پلاکگذاری بخش بزرگی از موتورسیکلتها مانع از اعمال قانون و پیگیری تخلفات توسط پلیس شد.
- تلاش برای توقیف موتورسیکلتهای بدون پلاک به دلیل فشارهای نهادهای ذینفوذ و جلب همدلی افکار عمومی متوقف شد.
- این تصمیم که در ظاهر انسانی به نظر میرسید، پیامد بلندمدت ناخوشایندی داشت؛ چرا که به بخشی از جامعه این پیام را مخابره کرد که میتوانند قانون را نادیده بگیرند.
- نتیجه این رویکرد، تبدیل یک استثنا به یک رویه شد که در نهایت منجر به تخلفات گستردهتر مانند تردد در خطوط ویژه و پیادهروها گردید.
این روند نشان میدهد که چگونه چشمپوشی از یک تخلف کوچک در گذشته، میتواند به مرور زمان به یک قاعده رفتاری تبدیل شده و هزینههای اصلاح آن را برای دولت و جامعه به شدت افزایش دهد.