
حملات اخیر نیروهای مسلح کشورمان، با وجود گستره و حجم پایین، جزو مؤثرترین حملات در جنگهای اخیر بوده است. در مقابل، ضربات دشمن کمترین تأثیر و خسارت را بر جای گذاشته است. دلیل این امر را میتوان در اراده پیشدستی نظامی و آمادگی کامل کشور برای ورود به این دور از درگیریها و از بین رفتن زمینه غافلگیری جست. اثبات همین اراده در مراحل افزایش تنش میتواند دشمن را در محاسباتش به تجدید نظر وادار کند.
اما قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل متحد، مروج رویکرد واکنشی به امنیت هستند. این قوانین، استفاده ابتدایی از گزینه نظامی و حتی پاسخ به تجاوز نظامی را به نام حفظ ثبات و تنشزدایی نفی میکنند، زیرا از این منظر، ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی در اولویت قرار دارند.
امنیت؛ ذاتاً پیشگیرانه
با این حال، امنیت ذاتاً پیشگیرانه است و فلسفه وجودی نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و دفاعی، پیشگیری از وقوع تهدید است. اتکای صرف به پاسخ پس از حمله برای حفظ امنیت کافی نیست. سازوکار امنیتی اگر پس از وقوع تجاوز عمل کند، بخشی از کارکرد خود را از دست داده و متحمل هزینههای سنگینی خواهد شد.
رویکرد واقعبینانه قدرتهای جهانی
واقعیت حاکم بر جهان و بهویژه قدرتهای جهانی، رویکردی پیشگیرانه به امنیت را متناسب با سازوکار قدرت اتخاذ کردهاند. در این دیدگاه واقعبینانه، هدف اصلی امنیت، جلوگیری از وقوع تهدید است، نه صرفاً پاسخ دادن به وقوع ناامنی. از این رو، حکومتها سرمایهگذاری گستردهای بر تسلیح و آمادگی دفاعی انجام میدهند تا با جلوگیری از محاسبه غلط دشمن، بازدارندگی لازم را ایجاد کنند.
منطق قرآنی و اقدام پیشدستانه
منطق قرآنی «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة...» نیز مؤید همین راهبرد است و حکمتش را ایجاد ترس در دشمنان و بازدارندگی معرفی میکند: «ترهبون به عدو الله و عدوکم...». بر این اساس، حتی اقدام پیشدستانه در برابر تهدیدهای قریبالوقوع نیز پذیرفتنی است و میتواند از خسارتهای بزرگتر جلوگیری کند. آمریکا نیز بر اساس این منطق، عملیاتهای متعددی را علیه کشورها و گروههای مختلف سامان داده است.