
تورمهای بالا در اقتصاد ایران، پدیدهای پیچیده است که نمیتوان آن را صرفاً به افزایش قیمت نفت، رشد هزینههای تولید یا جهش نرخ ارز نسبت داد. بررسی تجربیات جهانی نشان میدهد که شوکهای هزینهای خارجی، مانند آنچه در دهه ۱۹۷۰ اقتصادهای توسعهیافته مانند آمریکا، فرانسه و آلمان تجربه کردند، لزوماً به تورمهای خارج از کنترل منجر نمیشوند.
تجربه آلمان و کشورهای در حال توسعه
آلمان، حتی در دوران اتحاد مجدد و با وجود هزینههای سنگین بازسازی، توانست تورم را کنترلشده نگه دارد. دکتر تیمور رحمانی، در همایش چشمانداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵، به نقش حافظه تاریخی آلمان از ابرتورم و پایبندی سیاستگذاران به ثبات پولی اشاره کرد. در کشورهای در حال توسعه مانند هند و مراکش نیز، با وجود فشارهای هزینهای جهانی، تورم به پدیدهای انفجاری و پایدار تبدیل نشد.
عوامل تشدیدکننده تورم در کشورهای نوظهور
در مقابل، کشورهایی مانند ترکیه و مکزیک نشان دادند که شوکهای بیرونی، زمانی که با ناترازیهای داخلی و سیاستهای پولی نامناسب همراه شوند، میتوانند تورم را به یک بحران مزمن تبدیل کنند. رحمانی تأکید کرد که شوکهای هزینهای به تنهایی قادر به ایجاد تورمهای بسیار بالا و ماندگار نیستند. آنچه یک شوک محدود را به بحران تورمی تبدیل میکند، نحوه مدیریت سیاستگذار، وضعیت مالی دولت و سازوکار تأمین مالی کسریهاست.
ناترازیهای پنهان در بودجه ایران
برای فهم ریشه تورم در ایران، باید فراتر از ارقام رسمی بودجه نگریست. بودجه عمومی تنها بخشی از وضعیت مالی دولت را منعکس میکند. بخش مهمی از تعهدات دولت در قالب ناترازیهای پنهان شکل میگیرد. این ناترازیها شامل موارد زیر میشوند:
- زیان شرکتهای دولتی
- یارانههای پنهان
- تعهدات استخدامی
- مشکلات نظام بانکی
این ناترازیها زمانی به تورم تبدیل میشوند که دولت نتواند آنها را از مسیرهای پایدار و غیرتورمی تأمین مالی کند.