مرز، در نگاه نخست، مفهومی ساده به نظر میرسد: خطی فرضی که قلمرو یک کشور را از همسایهاش جدا میکند. اما وقتی از نزدیک به این خطوط نگاه میکنیم، حکایتهایی از جنگ و صلح، از تصمیمهای دیپلماتیک عجیب و حتی از تصادفهای محض کشف میکنیم که هیچ اطلسی بهتنهایی نمیتواند روایتشان کند.
تنگه سنگاپور؛ گذرگاه تجاری پرتردد
تنگه سنگاپور یکی از شلوغترین آبراههای تجاری جهان است؛ گذرگاهی باریک میان اندونزی و سنگاپور که هر ساله دهها هزار کشتی باربری، نفتکش و کانتینربر از آن عبور میکنند. مرز میان دو کشور در این نقطه نه دیوار دارد و نه حصار، بلکه خطی نامرئی روی آب است که تنها در نقشههای دریانوردی مشخص میشود. در طرف اندونزیایی، جزیرههای سرسبز و کمجمعیت به چشم میخورند و در طرف سنگاپوری، برجهای بلند و بندری که یکی از مهمترین گرههای تجارت جهانی است. این تضاد میان آرامش جزیرهای و شلوغی یک ابرشهر تجاری، تنگه سنگاپور را به یکی از دیدنیترین مرزهای دریایی جهان تبدیل کرده است.
جزایر دیومید؛ مرز زمانی در تنگه برینگ
در تنگه برینگ، میان آلاسکا و سیبری، دو جزیره کوچک به نامهای دیومید بزرگ (روسیه) و دیومید کوچک (آمریکا) تنها حدود چهار کیلومتر از هم فاصله دارند؛ چنان نزدیک که در روزهای صاف میتوان از این جزیره، آن یکی را با چشم غیرمسلح دید. همین چهار کیلومتر، یکی از عجیبترین مرزهای جهان را رقم زده است: خط بینالمللی تاریخ درست از میان این دو جزیره میگذرد و باعث میشود میان آنها نزدیک به یک شبانهروز اختلاف تقویمی وجود داشته باشد؛ به همین دلیل دیومید بزرگ را «جزیره فردا» و دیومید کوچک را «جزیره دیروز» مینامند. در زمستانهای بسیار سرد، گاهی لایهای از یخ میان دو جزیره شکل میگیرد که از نظر جغرافیایی گذرگاهی است، هرچند از نظر قوانین مرزی هرگز راهی باز و رسمی نبوده است. طرح ساخت پلی که این دو سوی تنگه برینگ را به هم وصل کند، بارها در طول یک قرن گذشته مطرح شده، اما تاکنون هیچگاه از حد یک ایده مهندسی فراتر نرفته است.