بعضی از شهرهای دور و نزدیک رسیدهاند و بعضی حتی از آن سوی مرزها خود را به
مشهد رساندهاند. میایستند، فاتحهای میخوانند، دستی بر سینه میگذارند و بیآنکه حرف زیادی بزنند، برمیگردند.
این صحنه در روزهای نخست طبیعی بود؛ اما حالا پنج ماه از
شهادت تا خاکسپاری گذشته و چهل روز هم از خاکسپاری. خبرها عوض شدهاند، روزها گذشتهاند و زندگی دوباره به همان شتاب همیشگی خود افتاده است. با این همه، هنوز زائرینی هستند که خود را به اینجا میرسانند. در شهرهای خود نیز کسانی به سوگ نشستهاند و دلشان هنوز با این فقدان است.
زمان، بسیاری چیزها را با خود میبرد؛ اما بعضی فقدانها را نمیتواند تمام کند. شاید چون آنچه از یک انسان میماند، همیشه به اندازه پیکر او نیست. چهلم از همینجا معنا پیدا میکند. بعد از گذشت روزهای نخست و فروکش کردن هیجان سوگ، فرصتی است برای دیدن آنچه از شهید در میان ما باقی مانده است؛ نه فقط تصویری از او، بلکه آنچه به زندگیاش معنا میداد.
قائد شهید درباره
اربعین سیدالشهدا(ع) بر زنده نگه داشتن یاد و آثار شهادت تأکید داشت.
اربعین در این نگاه، تنها بازگشت به یک خاطره نیست؛ حلقهای است که نمیگذارد میان شهادت و نسلهای بعد فاصله بیفتد. شهید میرود، اما پیام و اثر او نباید با او برود.
چهلم قائد شهید نیز میتواند چنین معنایی داشته باشد؛ فرصتی برای اینکه از داغ عبور کنیم، بیآنکه از شهید عبور کرده باشیم. او از ذریه سیدالشهدا(ع) و از سلاله پاک خاندان نبوت بود؛ نسبی که به آن امام همام میرسید. ایستادن در این فضا، آدم را لحظهای از امروز جدا میکند و به «تبارنامه»ی مردی میبرد که این نسبت را با خود داشت و زندگیاش را نیز با مجاهدت در راه ایمان، عزت
ایران، و سربلندی اسلام گذراند.
اما آنچه او را در حافظه مردم ماندگار میکند، تنها نسب نیست؛ سالهایی است که در میدان گذشت. در پیام چهلم، از او به عنوان فقیهی زمانشناس و بصیر، مجاهدی خستگیناپذیر، و عالمی عامل و ربانی یاد شده است. در کنار آن، از دیدگاه او دربارۀ
ایراندوستی،
استقلال، وحدت و انسجام ملی، جوانان