
به گزارش خبرآنلاین، اخیراً موسی غنینژاد در اظهاراتی، دکتر علی شریعتی را "شیاد" خوانده است. دلیل این اتهام، نسبت دادن برخی سخنان به فردی به نام "شاندل" عنوان شده که گفته میشود وجود خارجی ندارد و "شاندل" به معنای شمع و سرواژۀ نام "شریعتی مزینانی علی" است.
انتقاد از دیرکرد در نقد
این انتقادات در حالی مطرح میشود که برخی معتقدند این بحثها درباره آثار و اندیشههای شریعتی، دههها پیش نیز وجود داشته و غنینژاد در 75 سالگی به موضوعی پرداخته که پیش از این مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. برخی این رویکرد را به "قبر کردن" تشبیه کرده و معتقدند برای نسل جوان که حوصله مطالعه عمیق ندارند، اینگونه مطالب وایرال شده جذابیت پیدا میکند.
مقایسه با مولانا و شمس تبریزی
در این میان، برخی با مقایسه این موضوع با دیدگاهها درباره مولانا و شمس تبریزی، این پرسش را مطرح میکنند که آیا مولانا نیز با نسبت دادن سخنان پیامبرگونه به شمس، شیاد محسوب میشود؟ این مقایسه نشاندهنده پیچیدگیهای نسبت دادن آثار و اندیشهها به افراد و شخصیتهای تاریخی است.
سابقه انتقادات به شریعتی
در ادامه این تحلیل، به سابقه انتقادات به دکتر شریعتی اشاره شده و آمده است که او در زمان حیات و حتی پس از مرگ، با اتهاماتی از جمله کفر روبرو بوده است. با این حال، مشکل اصلی مطرح شده، دیر رسیدن غنینژاد به این مباحث است، در حالی که او در سنین جوانی و در دوران انقلاب میتوانست به نقد و بررسی بپردازد اما این اتفاق رخ نداده است.
مقایسه با سید جواد طباطبایی
در بخشی دیگر از این مطلب، موسی غنینژاد با سید جواد طباطبایی مقایسه شده است. شباهتهایی در دیر رسیدن به مباحث و جبران آن با پرخاشگری در ادبیات مورد اشاره قرار گرفته است. البته نویسنده اذعان دارد که از حیث دانش و آکادمیسینی، طباطبایی قابل قیاس با غنینژاد نبوده است.
نقش شریعتی در انقلاب
در پایان، به نقش دکتر شریعتی در انقلاب اشاره شده و آمده است که او در سال 1356 درگذشته و اساساً نقشی عملی در انقلاب نداشته است.